تبليغاتX
دل نوشته ها - من از یادت نمی کاهم
خاطرات

بنام اونی که از دلها خبر داره

 

بازم می خوام از دلتنگیام بگم ، از اون چیزی که تو دلم می گذره.

 

میرم سر اصل مطلب ،بهم می گی فراموشت کنم .

اخه چطوری؟ فکر می کنی واسه من اسونه بهت فکر نکنم؟

شاید به نظرت حرفام مسخره اس، اره باید جای من باشی تا  کامل درک کنی. ولی یکم ازش برات تعریف می کنم.

ببین اگه جای من بودی می تونستی فراموش کنی؟

 

صبح ها ، نه اصلا از شبش شروع می کنم . شبا که می خوام بخوام چشمات جلو  رومه ، اگه تو روز دیده باشمت به دیدارمون فکر می کنم ، که امروز چطور بودی؟ امروز چیکارا کردی ، چیا گفتی .

خوشحال بودی یا ناراحت ، سر حال بودی یا بی حوصله . بعد به خودت فکر می کنم . به این که چطوری تو تارو پودم رفتی . یه طوری که وقتی می گی می خوای بری انگار دارن قلبمو از تو سینم در میارن.

صبح واسه نماز پا می شم . اولین چیزی که تو ذهنمه بازم توای . سر نماز کلی باخدا در موردت حرف می زنم ، گله می کنم ، تشکر می کنم  ، برات دعا می کنم ، کلی . . .

صبح که دارم حاضر می شم یا می خوام از خونه در بیام به این فکر می کنم که امروز می بینمت یا نه ؟

خوب مطمئنان اگه قرار باشه همدیگرو ببینیم تیپم یه تغییراتی داره.

تو راه بهت فکر می کنم ، تو ماشین ، اتوبوس ، فروشگاه ، . . . تو همه جا با منی

اگه شادی باشه می گم کاش کنارم بودی و شادیم رو صد برابر می کردی.

اگه غم باشه می گم کاش کنارم بودی و مرحم غصه هام می شدی.

اون وقت که بهت اس ام اس میدم ، ولی اون موقع حسرت شنیدن صدات دارم .

اگه  تفریح باشه بهم خوش نمی گذره باخودم می گم بهترین تفریح واسه من باتو بودنه.

باخودم فکر می کنم که یه روزی بشه بیارم جایی که الان رفتم ، بعد واسه خودم میرم تو رویا.

اگه شرایط بهم سخت بشه ازت کمک می گیرم تا بتونم تحمل کنم ، اخه فکر کردن به تو به هم نیرو میده.

وقت تنهایی و دلتنگی ام که دیگه خودش یه دنیایی دیگه اس.

 

تو جای من ، چطوری فراموشت کنم ؟ وقتی هرطرفو  نگاه می کنم تو رو می بینم.

وقتی همه چی یه جوری تو رو یادم میاره.

 

 

حالا اومدی می گی دوسم نداری. . . . .

 

خدایا اااااااااااااااااااااااااااااااا...

چطوری تحمل کنم...

 

دوست جون

+ نوشته شده در  سه شنبه 27 اسفند1387ساعت 17:59  توسط دوست جون |